تبلیغات
چشم ها را ... - گذر شنبه



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 13 اردیبهشت 1393-10:44 ب.ظ

نویسنده :شیوا

گذر شنبه

خب امروز هم تموم شد!
بیمارستان اونجور که میبایست بهم خوش میگذشت نبود. همه استرس امتحان و کنفرانسی که باید امروز ارایه میدادیم رو داشتیم. از طرفی توی بیمارستان هم بیمار چندانی نداشتیم و تقریباً بیکار بودیم...
موقع امتحان فرا رسید و ما رو بردن سالن کنفرانس.با ده بار جا عوض کردن من رو فرستادن اون جلو ی جلو.جایی که به عمرم توی هیچ همایشی راه ندادن. کلاً این جا عوض کردنِ من, کلی سوژه شد و همه رو خندوند.یکی از هم کلاسی ها هم میگفت خانم, میخوای شما کلاً برو بیرون!
خلاصه امتحان رو خیلی محترمانه بد دادم و اومدم بیرون.دو تا نفس عمیق کشیدم و یخورده زیر آفتاب راه رفتم تا خودم رو برای کنفرانس آماده کنم.
نوبت کنفرانس من شد و خوشبختانه به بهترین نحو ممکن کنفرانسم رو ارایه کردم
بعد از اون هم دوباره از نشریه برام درخواست همکاری سایت فرستادن.منم نمیخوام برم!

+خدایا به من علم زیاد, مهارت بالا و دلی مهربان و خیرخواه عطا بفرما
+بگذر از هر آنچه که نباید به آن دل بست




نظرات() 
شنبه 3 خرداد 1393 04:11 ب.ظ
خسته نباشین شما!
ینی وقتی بیمار ندارین، خوش نمی گذره؟!!!

الهی یه روزی برسه که همه ی شما دکترا و پرستارا و کادر بیمارستان ها کلا بیکار بشین و مگس بپرونین!!!
پاسخ شیوا : نــــــــــــــــــــــــــه!
از اینکه اون روز بیکار بودم و چیز جدیدی یاد نگرفتم بهم خوش نگذشت!!!
وگرنه ما از اون خونواده هایی هستیم که دعا میکنم هیچ وقت توی بیمارستان مریض نباشه.اصلاً منم برای دعاتون میگم: الهی آمــــــــــــــین
پونه
شنبه 27 اردیبهشت 1393 12:53 ب.ظ
یه لحظـه گـوش کـن خـــدا ؛


جـدی میگــم . . .

نه بچـه بـازیِ نـه ادا و اطــوار ،

تو این دنــیا ...

حــالِ خــیلی هـا اصـلا خـوب نیـست !

یـه دسـتی بـه زندگیـشون بکـش


" لـــــ ـــــــ ــــطــفا "
پاسخ شیوا : خدایا جان،حال دل همه رو خوب کن...
آمین
پونه
شنبه 27 اردیبهشت 1393 11:41 ق.ظ
سرسری رد شو و زندگی کن
«دقت»«دق ات»می دهد.
========================
آپم...
پاسخ شیوا : آمدیم
onlymaj
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 11:19 ب.ظ
امیدوارم که موفق باشید
پاسخ شیوا : تشکر :)
محسن
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 10:45 ب.ظ
سلام
ممنون از حضورت سیه چشم
به نکته خوبی اشاره کردی
در اسرع وقت این عکس های پیش فرضو با عکس های روستا و یه عکس تاپ از سبلان خودمون عوض میکنم
پاسخ شیوا : من اگه میخواستم حسودی کنم که خودم دیگه چیزی نمیگفتم
محسن
شنبه 20 اردیبهشت 1393 11:45 ب.ظ
سلام
سیه چشم قالبم خوبه؟!
پاسخ شیوا : سلام
آمدیم
فرشته های آسمانی
جمعه 19 اردیبهشت 1393 10:40 ق.ظ
سلام شیوا جان
امیدوارم همیشه در زندگی لبهایت خندان و دلت شادمان باشد .
پاسخ شیوا : سلام
خیلی خیلی ممنون
محسن
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 10:34 ب.ظ
بیمارستان و امتحان
اغو من میگم خیلی وقته به ما سر نزدی هااااااااکاکو
پاسخ شیوا :
پونه
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 10:54 ق.ظ
همیشه حرف هایی هست پراز درد..

پراز بغض..

پراز سکوت..

همان هایی که هرکارمیکنی نمیتوانی باکسی دردو دلشان کنی..

می آیند تا نوک زبانت واما...

دهانت باز نمیشود...

با بغض قورتشان میدهی وسیر میشوی..

سیرسیر..

از همه چی....

=========================
آپم...
پاسخ شیوا :
پونه
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 10:47 ق.ظ
دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن
خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی
زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای
دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز
برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی
برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته

برای اولین زنگ مدرسه
برای واکسن اول دبستان
برای سر صف ایستادن ها
برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته
دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد
دلم برای ضربدر و ستاره
دلم برای ترس از سوال معلم
کارت صد آفرین
بیست داخل دفتر با خودکار قرمز
و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت
دلم برای زنگ تفریح
برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها
برای لی‌لی کردن
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم
برای اردو رفتن
برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن
برای تزئین کلاس
برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود
برای خنده های معلم و عصبانیتش
برای کارنامه.... نمره انضباط
برای مُهرقبول خرداد
دلم برای خودم
دلم برای دغدغه و آرزو هایم
دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده
نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم
کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟

پونه
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 12:32 ب.ظ
یه وقتایی آدم بعده یه عمر بدبختیو غمو غصه به یه جایی میرسه که دیگه حتی نمیتونه آهنگ غمگین گوش بده...

نمیتونه حتی یه کنج تنها بشینه و تو خودش باشه.. چون دیگه نمیتونه.. دیگه پرشده..! خیلی پر.....!!

دیگه حتی اشک چشاش بزور میریزه.. یه وقتایی توخودش میشکنه.. له میشه..

یه وقتایی زنده زنده میمیره ولی هنوز نفس میکشه..!

یه وقتایی حتی خوده خداهم به اینهمه صبر بندش ایول میگه..

بسلامتی همه اونایی که پرشدن ولی چشمشون فقط به بالاسرشونه...
پاسخ شیوا : به سلامتی دوست عزیزی مثل تو...
یه سفید خط خیط
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 11:59 ق.ظ
منم میانترم فیزکمو خراب کردم:-(یعنی یه خراب می نویسم یه خراب می خونیا
خیلی بد بود
خداکنه واسه ترم بهتر شه:|
پاسخ شیوا : برا من امتحان حذفی بود,دیگه نمیشه جبرانش هم کرد!
حالا ایشالا تو امتحانتو خوب بدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.