تبلیغات
چشم ها را ... - صندلی داغ هفتم!



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 4 اسفند 1392-09:56 ب.ظ

نویسنده :شیوا

صندلی داغ هفتم!

به نظر شما خدا چیه؟  چجوریه؟  کجا دنبالش هستید؟
اصلاً وقتی اسم خدا رو میشنوید,چه چیزی براتون تداعی میشه؟







چه یه خط, چه بیست خط, نظرتونو بگید؛ مهمه برام.

جواب من هم تو ادامه مطلب هست
به نظر من خدا دقیقاً هیچ و همه چیز هست.گاهی اینقدر در لفافه زندگی من حل میشه که شاید یادم بره خدایی هم هست.
در هر حال برا من چیز عجیبیه...
بهترین دوستی که حسابی باید بهش احترام بذاری.باید باهاش صمیمی باشی ولی خودتو هم ول نکنی!!!
من وقتی اسم خدا رو میشنوم یاد یه احساس غریب_آشنایی میوفتم.آخه یه مدت با هم خیــــــــــــــلی رفیق بودیم.اما...همه چیز بین من و خودش عوض شد.به دلایلی!
الان هم میدونم هر لحظه حسابی حواسش بهم هست

اگر هم بخوام دنبالش باشم,میرم جاهایی که حال معنوی خوبی داره.برای من چنین جایی شماله! اونجا برام مثل کعبه ست!
هر طرفش رو که نگاه کنی,یه نشونه ای از خدا هست....


نظرات() 
یه سفید خط خطی
شنبه 16 فروردین 1393 01:10 ب.ظ
ما اینیم دیگه
پاسخ شیوا : نه!من مطمئنم شما خیلی بیشتر از اینی...
یه سفید خط خطی
چهارشنبه 13 فروردین 1393 01:15 ق.ظ
خب،نمی دانیم!در چیستی و کیستی اش چیزی برای گفتن نیست،ولی می توان گفت او همانیست که همیشه هست،برای همه هست...می دانید؟هرکس برای خود خدایی دارد،از ان مسلمان نماز شبش یک شب فراموش نشده تا کافر بی دین هرشب مست!خدایی که وقت سختی فقط می توان به او پناه برد،وقت دلتنگی فقط از او شکایت کرد،وقت بدشانسی فقط او را مقصر دانست...خدایی که فقط می توان از او پرسید:چرا من؟
خدا برای ماهمان سنگ صبور آرام است،همانی که دوستش داریم،همانی که دردهایمان را فقط به او می گوییم،همانی که بااو مشورت میکنیم،همانی که موقع حرف زدن بااو یک وقت هایی سخنمان به سمت دروغ می رود و بعد یادمان می آید که او وجودیست که همه چیز را می داند...
خدای ما یک دوست خوب است،ساکت و ارام،که خیلی جاها با لبخند دستمان را گرفته،همه می گویند ما بچه ایم،که بزرگ نشده ایم،ولی می دانید؟ما کودکی را هم از خدایمان آموخته ایم!
پاسخ شیوا : از خوندن کامنتت کیف کردم
واکاوی جالبی بود...
امیر
سه شنبه 20 اسفند 1392 10:15 ق.ظ
مساله ی خدا اینه که هر کاری کنیم نمیشه تعریفش کنیم. تعریفمون نه تنها دقیق نیست بلکه اصلاٌ تعریف نیست که بخواد دقیق باشه.
چیزی رو که بشه تعریف کرد دیگه خدا نیست. خدا اون چیز درک نشدنیه. اون روح بودنه.
پاسخ شیوا : اینکه ادم به این مفوم،به صورت کاملا مطلق برسه،خیلی عالیه...
علی
یکشنبه 18 اسفند 1392 07:08 ق.ظ
نمی دانم شب ها
من شاعر می شوم
و تو را غزل باران می کنم
یا تو بهانه می شوی
و من
غزل غزل می بارم ؟!
rozbeh
پنجشنبه 15 اسفند 1392 09:49 ق.ظ
سلامی دوباره . خوش حال میشم اگه بتونیم با هم تبادل لینک کنیم و از مطلب های هم دیگه استفاده کنیم :)
پاسخ شیوا : سلامی مجدد
rozbeh
پنجشنبه 15 اسفند 1392 09:49 ق.ظ
سلامی دوباره . خوش حال میشم اگه بتونیم با هم تبادل لینک کنیم و از مطلب های هم دیگه استفاده کنیم :)
rozbeh
پنجشنبه 15 اسفند 1392 09:46 ق.ظ
سلام.به نظر من روی هر پله ای که باشی خدا یک پله بالا ترست نه به خاطر این که خداست به خاطر این که دست تورا بگیرد.
پاسخ شیوا : سلام
دقیقا همینطوره...
پونه
پنجشنبه 15 اسفند 1392 08:35 ق.ظ
کم کم یاد
خواهی گرفت !

با آدمها

همانگونه باشی

که هستند
... !



... ... ... همانقدر

خوب

گرم

مهربان



و گاهی همانقدر

بد

سرد

تلخ....
پونه
پنجشنبه 15 اسفند 1392 08:35 ق.ظ
سلام شیوا جون...
کجایی؟ خبری ازت نیست...
امیدوارم هرجا هستی سالم و شاد باشی....
پاسخ شیوا : سلام پونه جون
همین دور و برم...
ممنون، امیدوارم براى خودت هم همیشه خیر پیش بیاد
فاطمه
چهارشنبه 14 اسفند 1392 05:18 ب.ظ
سلام عزیـــــــزم ، چه وب باحالی داری ، خیلی جذابه ، راستی منم یه سایت آشپزی دارم خیلی تر و تمیز و شیک ، ممنون میشم بیایی و نظرت رو بگی ، حتما یه سر بیا ،اگه خواستی میتونی منو با اسم سایت آشپزی نوشیدنی لینک کنی ، منتظرتم بای
پاسخ شیوا : :سلام
چشم, سر میزنم
پونه
دوشنبه 12 اسفند 1392 12:29 ب.ظ
گــــ ـاهی وقتهــ ـا آدمهـــ ـا ، از یکـــ جایی به بعــــــد ، از یکـــ روزی به بعـــــــد ، از یکـــ (( نفــــــــــر )) به بعـــــد ، دیگــــــــر هیچ چیز برایشان معنی ندارد ... نه رنگـــ ها ، نه خیـابانهـــا ، نه فصلهــــــــا ... گاهـــــــی وقتهــــا آدمهــ ـا از یک نفــــــــر به بعــ ــــد فقط دلتنگ اند ...
پاسخ شیوا : حرف دل منه...
دل پریش
یکشنبه 11 اسفند 1392 10:53 ب.ظ
خوشحال میشم عزیزم..حتما
هوای خونه
یکشنبه 11 اسفند 1392 01:18 ب.ظ
سلام

خدا خداست دیگه

بابا ما تو کار خودمون وا دادیم دیگه خداشناسی پیشکشمون
پاسخ شیوا : سلام
یعنی هیچ برداشتی از کلمه "خدا" ندارین؟!
onlymaj
سه شنبه 6 اسفند 1392 12:37 ق.ظ
الله لا اله الا هو !!
پاسخ شیوا : تکبیر!
ابراهیم
دوشنبه 5 اسفند 1392 07:54 ب.ظ
همه در بعثت ذرات هستیم
همه پیغمبر به ذات هستیم

بشر آینه دار بی ثباتی است
وگرنه دانش توحید، ذاتی است

خدا جز خاک مآوایی ندارد
جهان غیر از خدا جای ندارد

خدا در لابلای لامکان است
خدا مث حقیقت بی نشان است

خدا در گل، خدا در آب، رنگ است
خدا نقاش این جمع قشنگ است

خدا یعنی درختان حرف دارند
شقایق ها درونی ژرف دارند

خدا ذات گل و ذات قناریست
خدا اثبات باران بهاریست

خدا را می توان در خلصه فهمید
خدا را در پرستش می توان دید

خدا در باطن آباد شراب، است
خدا در غرق چشمان تو خواب است

خدا در هر نظر آینده ماست
همین حالا خدا در سینه ماست
پاسخ شیوا : چقدر خوبه که چنین دیدگاه زیبایی به خدا دارید
فرشته های آسمانی
دوشنبه 5 اسفند 1392 01:33 ب.ظ
سلام ...
چه سوال سختی شیوا جان ...
ما معلمها عادت داریم سوالای راحت بپرسیم ...
و فقط سوالای راحتو جواب میدیم...
پاسخ شیوا : سلام
نه قبول نیست...معلمای ما که همشون سخت گیر بودن!
باید به نمایندگی از اون ها هم جواب بدین
پونه
دوشنبه 5 اسفند 1392 10:46 ق.ظ
قبلا وقتی اسمه خدا میومد..فقط دلم میخواست بشینم شبانه روز شکر کنم بخاطر زندگیه خوبم ....بخاطر وجود کسی که دوسش داشتم...
الانم شکر میکنم اما یه گله ازش دارم...
چرا منو پیش مرگش نکرد...
چرا زندگیم جهنم شد...
گناه من چی بود؟
الانم خدا رو دوست دارم...
منم هر وقت دلم برای خدا تنگ میشه میرم شمال...
قبول دارم گاهی که دلم خیلی تنگ میشه...با خدا دعوا میکنم..
ولی اینو میدونم که خدا میدونه تنها امیدم خودشه...
الان اسم خدا فقط یه چیزو یادم میندازه...
تمام 6ماهی رو که پیشش زار زدم تا جون اونو نگیره..
ولی بازم...شکر!
پاسخ شیوا : دوری از کسی که دوسش داری خیــــــــــــــــــــلی سخته
کاملاً درکت میکنم
راستی وبت؟!
دل پریش
دوشنبه 5 اسفند 1392 02:06 ق.ظ
خدا تو چشای خیس و دل شکسته س همه جادنبالشم...خدا منو یاد دلتنگیام میندازه..دوست دارم آخدا...به وبلاگم سر بزن...منتظرم
پاسخ شیوا : مرسی از نظرت
چشم, حتماً
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.