تبلیغات
چشم ها را ... - صندلی داغ اول!



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 27 آبان 1392-12:00 ب.ظ

نویسنده :شیوا

صندلی داغ اول!

چند روز پیش,توی یک مراسم سخرانی نشسته بودم.حاج آقایی که صحبت میکردن,حرف جالبی زدن که منو به فکر فرو برد.حرفشون این بود:
«معشوق در صورتی که تمایل عاشق رو به خودش ببینه,ناز میکنه. عاشق هم این ناز رو طلب میکنه و به نوعی نیازش رو به معشوق بیان میکنه...»
مثل مجنون که میگفت: اگر با من نبودش هیچ میلی,چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟!

دارم فکر میکنم که چقدر این حرف درسته؟! دوست دارم شما هم نظر خودتونو بگین


منم نظر خودمو نوشتم


نگاه شما چیه؟() 
علی
یکشنبه 18 اسفند 1392 07:04 ق.ظ
عزیز دلم ...
کمی کمتر مهربان باش !
کمتر خوب
بگذار من هم خودی نشان دهم !
✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘
پنجشنبه 19 دی 1392 10:13 ق.ظ
بقیه اش کو پ؟نیومدی خانووم؟!چ خبره چرا مهندس مملکتو سر کار میزاری؟!یعنی چی این کار؟!ای خداااااااااا ...
پاسخ شیوا : در حال نوشتار بودیم که اَجَلی نازل شد و لب تاب را از ما ربود
بعد ساعت دو شب یادم افتاد بیام بقیه شو بگم,که دیدم دارم هلاک میشم,حسش نیست!
حالا آمدیم
✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘
چهارشنبه 18 دی 1392 10:29 ب.ظ
خب اولن سلاااااااااااااااااام
دوما مرسیییییییییییی واسه اینکه به یادم موندی
سوما خوشحاااااااااااااالم که دوباره داری می نویسی
و اما اصل ماجرا:چند وقت پیش یکی ازم پرسید چطور می تونم دل پسری که دوس دارمو به دست بیارم من بهش گفتم مهمترین چیز اینه که براش دور از دسترس باشی،براش ناز کن ولی نه اونقدر که کاملا غیر قابل دسترس باشی!
خب اینو بارها و بارها دیدم درمورد خیلیا به نظرم همینطوریه !کلا به نظرم ذات عشق اینه!
شایدم درست نباشه ولی من بهش باور دارم!
پاسخ شیوا : سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خط خطی سفید!
خیلی خوش اومدی
ما نیز موافقیم,آمّـــــا....
بقیه شو بعدا میام اونور میگم!
فرشته های آسمانی
جمعه 8 آذر 1392 07:34 ب.ظ
موسیقی نداره! ؟
شاید با یه پنجره دیگه باز شده!
ٔمهم نیست که بلاگفا باز نمیشه مهم فراموش نشدن منه!
پاسخ شیوا : شما که جاتون توی قلب منه...
فقط وبلاگ وسیله ی ابراز این محبته
فرشته های آسمانی
جمعه 8 آذر 1392 05:04 ب.ظ
سلام
بسیار بسیار عالی
فقط همین موسیقی رو کم داشتی
پاسخ شیوا : سلام
وب من؟!
موسیقی؟!
راستی مدتیه نمیتونم بلاگفا رو باز کنم.وگرنه من به یادتون هستما
الهام
جمعه 8 آذر 1392 03:13 ب.ظ
خیلی وقتا واقعا معشوق طرفو نمی خواد...
تکیه به ادبیات فقط عاشق رو الکی امیدوار و در نهایت داغون میکنه.
پاسخ شیوا :
اما به نظر من،عاشق باید راه دلبری کردن رو بلد باشه
و...علاوه بر اون،به نشانه هایی که از محیط هم میگیره،توجه کنه
اگر هردو در یک راستا باشن،شخص حتما جواب میگیره!
بهداد
پنجشنبه 7 آذر 1392 11:06 ق.ظ
نیستی؟
بهداد
پنجشنبه 30 آبان 1392 12:07 ق.ظ
بازم بیا :D
پاسخ شیوا : چشم!
پسر مشرقی
چهارشنبه 29 آبان 1392 11:46 ب.ظ
سلام .
با مطالب جدید میزبان شما هستم
پاسخ شیوا : سلام.ممنون از دعوتتون
بهداد
سه شنبه 28 آبان 1392 03:03 ب.ظ
آبجی گلم سلام

قالب عوض کردم!
پاسخ شیوا : سلام برادر
آمدیم
پسر مشرقی
سه شنبه 28 آبان 1392 10:39 ق.ظ
چه خوش بی مهربونی هر دوسر بی که یک سر مهربونی دردسر بی
اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بی

با این شعر میتونم جوابتون رو بدم
پاسخ شیوا : به به باباطاهر
منم باهاش صد در صد موافقم!
فرشته های آسمانی
دوشنبه 27 آبان 1392 10:27 ب.ظ
سلام عزیزم...
خوشحالم برگشتی!
حقیقتش هیچوقت این مساله عاشق و معشوقی برام شفاف نبودهو چون تجربه ای هم نداشتم پس نظر خاصی هم ندارم!
اما در مورد خدا هم عاشقش هستم هم معشوق او!!
ولی خدایی سوال سختی بودها عزیز!
پاسخ شیوا : سلام ممنون از حضورتون
فکر کنم از سوالایی که معلما میپرسن، راحت تر باشه ها!
بهداد
دوشنبه 27 آبان 1392 05:18 ب.ظ
راستی شاید نظر من خیلی کم ربطه و منظور تو معنوی تر از این حرفها بوده باشه، اما ترجیح دادم اولین چیزهایی که به ذهنم میاد رو بنویسم. درستش همینه!
پاسخ شیوا : اتفاقا دیدگاه های متفاوت رو دوست دارم و سعی میکنم ازشون درس بگیرم
ممنون از اینکه تجربتون رو به منم منتقل کردین
بهداد
دوشنبه 27 آبان 1392 05:17 ب.ظ
والله یادم میاد یه هم اتاقی به اسم سعید داشتم که هم کلاسیش رو میخواست و دو سه بار هم پیشنهاد داد و هربار خانم رد کرد. سعید بهم دانشجوی ادبیات بود و درساش رو باورهاش تاثیر زیادی داشت. می گفت معشوق باید ناز کنه و تو نازش رو بخری. اما اینطور نبود... من بعدها فهمیدم خانمه اصلا ایشون رو نمیخواد و صحبت که کردیم فهمیدم اصلا از دوست من خوشش نمیاد!
-----------------------------
یه خانمی 6 سال تو زندگی من بود. من مطابق همین صحبت ها و از شدت علاقه م همیشه مقاله می خوندم که چه جوری باید باهاش رفتار کنم و با آدمهای وارد و با تجربه (مثل مشاور) صحبت می کردم تا راهنماییم کنن که اشتباهی نکنم. هر وقت ناز می کرد، نازش رو می خریدم. به من می گفت دوستاش هر روز با دوست پسرشون میرن بیرون یا تفریح می کنن. اما تو رفتی موندی تهران و ... من که وضعیت مالی خوبی نداشتم، مجبورا شب ها نمیخوابیدم و تایپ می کردم تا هزینه ی این رفت و آمدهای 700 کیلومتری و تلفن های همیشگی (برای اینکه حس تنهایی نکنه) رو در بیارم. من ظاهرم خراب شد، لاغر شدم، بیمار شدم... اون دیگه منو نخواست...! بعد شش سال بهم گفت خجالت می کشه باهام راه بیاد... من انقدر از زیباییش تعریف کردم و بهش محبت کردم و ... که دیگه منو لایق خودش ندونست! خودش رو خیلی بالا دونست. نه عزیزم، ناز کشیدن اولا حدی داره، دوما بستگی داره!
شیوا
دوشنبه 27 آبان 1392 12:45 ق.ظ
خودم اون زمان, به شوخی به دوستم گفتم:توی این دوره زمونه اگر ناز کنی,فردِ به ظاهر عاشق,نه تنها جذبت نمیشه که خیلی راحت هم بیخیالت میشه!!!
اما وقتی به رابطهء خودم و خدا نگاه کردم,دیدم این مسئله تا حدودی درسته.یعنی منی که قبلا دیدم خدا به خواسته م توجه کرده,اما حالا چیزی میخوام و نمیده,یعنی اینکه یا خدا داره ناز میکنه و نقش معشوق رو بازی میکنه؛و یا داره نقش عاشق رو بازی میکنه و محبتی در ندادنش داره!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.