تبلیغات
چشم ها را ... - نقطه پایان



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 14 شهریور 1392-11:53 ق.ظ

نویسنده :شیوا

نقطه پایان

زمانی که فکر وب زدن, به سرم افتاد,هدفم این بود که بیام و از دغدغه هام بنویسم.فقط دغدغه های دلانه!چون تا همین چند وقت پیش جای جای دفتر و کتاب و جزوه هام پر از دلنوشته شده بود

نه که الان دلبستگی  نداشته باشم,دارم اما ...من فکر میکنم گاهی دوست داشتن,بعد از عشق میاد و به نظرم این,خیــــــــلی مقدس تر از عشقه!

درسته که شعله ش ملایمه اما مداومه...همین هم باعث شده که مثل همون موقع ها,با شور و اشتیاق دست به قلم نشم و نوشته هام هم مثل دلم آروم باشه

شاید  این وب خیلی زود به نقطه پایان رسید اما همین زمان کوتاه برام دستاوردای زیادی داشت.با آدمای خیلی زیادی آشنا شدم و از هرکدوم چیزی یاد گرفتم.البته اینم بگم که تمام چیزایی که اینجا نوشتم رو با ذره ذره وجودم تجربه کردم.پیشنهاد میکنم توی صفحات جانبی,آموخته های من رو بخونید.برا خودم که خیلی مفیده

اولین دوستی که اینجا پیدا کردم,خانم همه کارهء عزیزه.یه آدم مهربون و دوست داشتنیبا وجود اینکه سرش خیلی شلوغ بود,اما برام وقت زیادی گذاشت تا به سوالا و کنجکاویام جواب بده.تو این مدت زبانم هم تا حدود زیادی تقویت شدهبه خصوص listeningم.یک دنیا ممنون

دوستان زیاد دیگه ای هم هستن.اسم تک تکشون یادمه.مهدیه گلم,آرام (هانی)عزیز,تنها,باران,آنیتا که وبشو بست و دوست جدیدم انسه(یه سفید خط خطی)و ...

آقا بهداد,آقا محمود(هوای خونه),آقای ابراهیم میری(پسر مشرقی),آقا محسن,آقای ع.الف طلبه(گاه نویس),آقای مهدی دودانگه و ...

+آقا یا خانم معلم(فرشته های آسمونی)

دیگه اگر اسم کسی رو فراموش کردم,شرمنده.فعلا حافظه م در همین حد یاری میکرد ولی مطمئنا در گوشه ای از ذهن من جای دارید...

تا جایی که بتونم,بازم به همه دوستان سر میزنم

اگر بدی هم دیدید,حلالم کنید

 



نظرات() 
علی
یکشنبه 18 اسفند 1392 07:03 ق.ظ
فصل ها ...
شبیه ناظم های مدرسه
فقط اسم عوض می کنند !
و هر کدامشان
طوری نیامدنت را
به رخ من می کشند
که انگار خودشان
یک روز هم تاخیر نداشته اند !
علی
یکشنبه 18 اسفند 1392 07:03 ق.ظ
تقصیر من نبود
دستم به شعر خورد
گلپاره های واژه زمین ریخت ...!
مهدیه سادات
سه شنبه 21 آبان 1392 02:27 ب.ظ
شیوا؟؟؟؟؟؟؟؟به قران برام بازنمشد.اصن ربطی به فیلتر شدن نداره.نمدونم نتم چ مرگش شده الان چند هفته است وبلاگ هیچ كی برام باز نمشه.بلاگفا برام بازنمشه.یهو چندتا وب بازمیشه.
اما نشد یه بار بیام همه وبا باز شه!!!الان چندوقته هی وبتو میزنم بازنشده برام جز امروز!
بعدم من شاید وب بقیه رفتم واس بهشون گفتم بیان واس امار.اما وب توكه به خاطر امار نیمدم.
پسر مشرقی
جمعه 10 آبان 1392 03:34 ب.ظ
سلام . به یادتون هستم
پاسخ شیوا : سلام
شما لطف دارین.ممنون
فرشته های آسمانی
پنجشنبه 9 آبان 1392 12:22 ب.ظ
سلام
زیاد هم خودتو طولانی تنبیه نکن . باید خودمونو ببخشیم زود !!!
پاسخ شیوا : سلام بانوی عزیز
اومممم...باید فکر کنم!
بهداد
یکشنبه 5 آبان 1392 01:27 ب.ظ
سلام
به جون مامانم بازم نتم قطع بود. شرمنده به خدا
پاسخ شیوا : سلام
دشمنتون شرمنده.قسم هم نمیخوردین،باور میکردم.
چون اوضاع نت اینجا هم تعریف چندانی نداره!
فرشته های آسمانی
یکشنبه 5 آبان 1392 07:36 ق.ظ
سلام
آدم دلش میگیره وقتی چیزی نمی نویسی!
خب چه کاریه عزیز ؟! یه حرفی بزن !سکوت یعنی چی ؟؟؟!!!
پاسخ شیوا : سلام:-)
من هر وقت عادت کردم که شاد بنویسم،شروع به نوشتن میکنم
الان در حال تنبیه خودمم!
بهداد
دوشنبه 29 مهر 1392 10:14 ق.ظ
آپدیت کردم بی وفا. چند روز اینترنت نداشتم تو هم از خدا خواسته غیبت زد؟؟؟؟
پاسخ شیوا : کی؟!من؟!
اتفاقا سر زدم,خب شما آپ نکرده بودی!
فرشته های آسمانی
شنبه 27 مهر 1392 09:51 ب.ظ
سلام عزیزم
حضور گرمت باعث خرسندیست! پایدار باشی
پاسخ شیوا : سلام
همین محبت شماست که من رو به اونجا میکشونه:)
مهدیه سادات
پنجشنبه 25 مهر 1392 10:25 ب.ظ
بازگشته ام

با کوله باری از شعر های ناگفته...

تنها اینجا

مکان امن عاشقانه های من است ....
سلام گلــــــــــم من برگشتم.منتظـــــــــــــــرتم عزیــــــــــزم[بوسه]
پاسخ شیوا : سلام عزیزم
به سلامتی:-)
فرشته های آسمانی
شنبه 20 مهر 1392 07:10 ب.ظ
سلام
ممنون از نظرات خوبت عزیزم
پاسخ شیوا : سلام
خواهش میکنم.خانوم معلم رو دوست داریم دیگه...
فرشته های آسمانی
پنجشنبه 11 مهر 1392 12:20 ب.ظ
ممنونم عزیزم از این منطق خوبت!
پاسخ شیوا : ما اینیم دیگه! D:
فرشته های آسم9
چهارشنبه 10 مهر 1392 11:04 ب.ظ
سلام
ممنون از حضورتان و نظرات خوبتان!
پاسخ شیوا : سلام:)
بازار خبر
دوشنبه 8 مهر 1392 11:46 ب.ظ
سلامی چوبوی دوست

بایک عالم خبر به روزم

یاحق..
پاسخ شیوا : سلام چو بوی خوش برگ های پاییزی
در اولین فرصت میام
امیر
دوشنبه 8 مهر 1392 10:35 ب.ظ
پیام هات رو میخونم و گرماشون رو حس کردم.
در مورد فیلم ها، یک سایت هست که میتونم آدرسش رو بدم بری دانلود کنی. ولی دانلود فیلم کار طاقت فرسائیه و راه دیگه ای باید پیدا کرد.
در مورد کتاب ها این حس منه که مسئله ی تکراری رو دوست نداره. آدمهای تکراری و اشیاء تکراری رو دوست داره ولی هیچوقت یک کتاب رو دوبار نمیخونه. حتا کتاب درسی. البته فیلمای اسکورسیزی رو حاضرم ده ها بار ببینم.
پاسخ شیوا : سلام خوش اومدین:)
ممنون از راهنماییتون.در مورد کتاب و فیلم.اما نظر من خلاف اینه.چون گاهی که بالاجبار یک فیلم یا کتاب خوب رو دوبار میخونم ازش درسای بیشتری میگیرم!پس دوبار خوندن و دیدن ضرر نداره
بازار خبر
یکشنبه 7 مهر 1392 10:33 ب.ظ
سلام

وبلاگ قشنگی داری

اگه دوست داشتی سربزن به ما
بنده ای حقیر

موفق باشید.
پاسخ شیوا : سلام:)
hani
یکشنبه 31 شهریور 1392 10:00 ق.ظ
salam azizam...upam..montazere hozoore garmet hastam
پاسخ شیوا : سلام:)
✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘
جمعه 29 شهریور 1392 03:05 ب.ظ
خب ما مهندسی را برای این انتخاب کردیم که پرستیژش از دکتری بالاتر بود!
ولی جدای از آن وب را که کاملا نبسته ایم!فقط برای مدتی است تا خودمان را پیدا کنیم...خیلی زود برخواهیم گشت
تا ان روز خداحافظتان باد!
پاسخ شیوا : باااااااا تشکر از جواب دندون شکنتون!
خانم همه کاره !!!
چهارشنبه 27 شهریور 1392 01:39 ب.ظ
سلام عزیزم
ببخشید دیر رسیدم ... حالا چرا میری ؟!
نمیدونم بهرحال ایشالا موفق باشی همیشه و همه جا ... به منم سر بزن از موفقیتات برام بنویس ... خانوم سوارکار :)
پاسخ شیوا : سلاااااااااااااااام خانوم همه کاره:)
خب از اولش هم اومده بودم که برم دیگه...
✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘
سه شنبه 26 شهریور 1392 11:53 ب.ظ
سلااااااااااام
آری ما هم بلی دیگر ...
آری جمعه راهی می شویم!
آری او شخصیت مجازیمان است!همان نیمه که هیچ کس نمی دیدش!به نظرتان کمی بی ادب و گستاخ نیست؟!بی شعور!
گپ و گفتمان دیگر تمامیده بود!
و ...
سلامت باشید!
دوست خوبی هستید همیشه همینطوری بمانید برای همه!
پاسخ شیوا : سلام و چشمD:
مهدیه سادات
سه شنبه 26 شهریور 1392 07:58 ب.ظ
سلام عزیزدلم من اپم با پست خدافظی.
اگه این تو این اخرین پست هم همراهم باشی ازت ممنون میشم
گلم.
پاسخ شیوا : سلام
تو دیگه چرا خداحافظی؟
بهداد
سه شنبه 26 شهریور 1392 01:48 ب.ظ
بد خبر... کجا؟
پاسخ شیوا : سلاااااام آقا بهداد
هیچ جا.فقط وب غیر فعال شده وگرنه من همینجام و پیگیر داستانای قشنگتون...
محسن
شنبه 23 شهریور 1392 04:02 ب.ظ
در ضمن آهت منو گرفت...سیه چشم!
برمیگردم تو یکی از شهر های بزرگ درسمو ادامه بدم...
البته اصلانم بد نیست...
سکون آدمو خراب میکنه...
باید همیشه در سفر باشی و تجربه کسب کنی
پاسخ شیوا : کل اگر طبیب بودی,سر خود دوا نمودی
من اینقدرا هم مستجاب الدعوه نیستم!!!
منم کاملا با سکون مخالفم
محسن
شنبه 23 شهریور 1392 11:07 ق.ظ
چقد سرده هوای این روزا...
دوس دارم نظرتو درباره پست آخرمـ بگیـ... سیه چشمـ
پاسخ شیوا : شاید همین سرما باعث شده همه خداحافظی کنن!
hani
جمعه 22 شهریور 1392 03:04 ب.ظ
azizam che zood jam kardi...heyfe toe k inghad ghashang minevisi alan dg maro mahroom koni az neveshtehat....az in k mano ghabel doonesi o yad kardi motshakeram...montazeram ta dobare matlabaye ghashangeto ye rooz bekhoonam
پاسخ شیوا : محروم؟!!!!
بابا بیخیال.من جنبه تعریف ندارما D:
✘⑂ یـﮧ سفیـבِ פֿط פֿط ے ⑂✘
جمعه 22 شهریور 1392 10:02 ق.ظ
سلااااااااااااامن علیکم!
بلی ما کنکوری بودیم!
ولی از همان ابتدا رو کرده بودیم!حتی موقع انتخاب رشته هم پستی مفصل نوشتیم!
بعدش هم سلامت باشید!
بلی رشته ی خوبی است ولی سخت!
مشکل اینجاست که نمی دانیم باب میلمان چیست!
فعلا که سررفتن و نرفتن بحث است پدر می گوید راه دور است و مادر می گوید نباید این بچه هارا مثل خودت بدبخت کنی!
درواقع اوضاع خرتوخر است!گفتم کسی انتظار قبولی در این رشته و آن شهر را نداشت!از آن طرف هم سه روز دیگر باید بروم برای ثبت نام! خلاصه که اوضاخراب است!
پاسخ شیوا : و علیکم السلام!
اندکی تامل نمودیم در وبتان,ولی چیزی نیافتیم.شاید هم سَرسَری نگاه کرده بودیم!
من هم با مادر موافقم به شرط آن که قند عسلشان,ظرفیت شهرستان رفتن را داشته باشندD:
مثلا وقتی به آنجا رفتند,به خاطر مسافت پیموده,تولیدی آبغوره به راه نیندازند!
این جمله را سه بار در روز به صورت ریتمیک تکرار کن,باشد که رستگار شوی:همّه چــــــــــــــی آرومه...من چقدر خوشحالم!
فرشته های آسمانی
پنجشنبه 21 شهریور 1392 05:18 ب.ظ
سلام ولی من موقع ارسال نظر اسم وبلاگمو نوشتم.
پاسخ شیوا : سلام.خب شاید دفعه اول کد امنیتی رو اشتباه وارد کردید...دفعه دوم که کد امنیتی داده,مشخصات حذف میشه و دوباره باید اونارو وارد کنید!
پنجشنبه 21 شهریور 1392 11:25 ق.ظ
سلام عزیزم
خوب بود اگه یه چیزی می نوشتی و ما را چشم انتظار نمی گذاشتی .
پاسخ شیوا : سلام.ممنون از محبتتون به من
کاشکی یه آدرس هم میزاشتین
پسر مشرقی
دوشنبه 18 شهریور 1392 11:05 ب.ظ
سلام به نظر من اگه کاری دارید یا وقت ندارید خوب وبلاگتون رو داشته باشید اما هر ماهی یه بار آپ کنید اما جالب نیست یهو برید . نظرم من این بود
پاسخ شیوا : سلام
فرشته های آسمان
جمعه 15 شهریور 1392 10:37 ب.ظ
سلام عزیزم چرا داری میری ؟
تازه با هم آشنا شده بودیم
پاسخ شیوا : سلام معلم جان
انشاءالله دفعه بعد دست پر تر میام
از این به بعد بیشتر هم با هم آشنا میشیم...چون وب غیر فعاله,وگرنه من که هستم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



نمایش نظرات 1 تا 30