تبلیغات
چشم ها را ... - Nothing else matters



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 13 مرداد 1393-06:48 ب.ظ

نویسنده :شیوا

Nothing else matters

بعد از کلی کشمکش تصمیم گرفتم یه تغییر بزرگی تو زندگیم ایجاد بکنم!
فقط الان موندم بین دو تا راه کدومو انتخاب کنم.
برم یه کشور دیگه تا رشته ی دلخواهمو بخونم یا بمونم و دوباره کنکور بدم؟!
تنها مشکلم برا موندن اینه که الان نمیتونم از تحصیل انصراف بدم و حتما باید کارشناسیمو بگیرم؛بعدش هم که دو سال طرح اجباری تو بیمارستان دارم.
البته دیگه مهم نیست
وقتی چیزی برا از دست دادن ندارم, پریدن برام راحت تره...


نظرات() 
بهداد
شنبه 8 آذر 1393 10:53 ق.ظ
دوباره سلام
آبجی نیستی چرا؟
یه فضولی بکنم؟ باید بنویسی:
Nothing else matters! یعنی یه "اس" آخرش لازمه.
قالبت خیییلی قشنگه و از دیدنش لذت می برم. دوست داشتی به سایتم سر بزن:
Http://azdoc.ir
پاسخ شیوا : سلام داداشی
فکر میکردم s رو گذاشتم استاد!
بعدشم که... هستم, فقط یخورده درگیرم
ایشالا خدا قسمت کنه زودتر بیام بگم چرا کم پیدام!
بهداد
پنجشنبه 15 آبان 1393 08:34 ق.ظ
سلام آبجی گلم (نمیدونم چرا این کلمه آبجی اینقدر خوشگله، شاید چون نداشتم خوشم میاد)

بهترین کار حفظ خونسردی هستش. ببین بعد رفتن میخوای چیکار کنی؟ اگه بدون رفتن می تونی اون کار رو بکنی، نرو! اما اگه بعد مدرک گرفتن از اونور موقعیت خاصی به دست میاری، معطلش نکن. برو دنبال پیشرفتت
پاسخ شیوا : سلام
اشکال نداره. منم دوس دارم بهم بگن آبجی
میگن یه سیب تا برسه به زمین ده تا چرخ میزنه؛ قصه ی منه. این مدت اتفاقایی افتاد که بهم ثابت شد برا آینده م فقط میتونم یه برنامه کلی داشته باشم و هر لحظه ممکنه زندگیم تغییر کنه.
الانم هرکاری که امتیازمو بالا ببره انجام میدم. پی مقاله نوشتن هستم و بهتر کردن زبانم...
دیگه تا چی پیش بیاد!
پونه
پنجشنبه 17 مهر 1393 02:53 ب.ظ
می پسـندم پاییـز را
که معافـم می کنـد
از پنـهان کردن
دردی که در صـدایم می پیچـد ُ
اشکی که در نگاهـم می چرخـد
آخر همه مـی داننـد
سـرما خورده ام . . . !
پاسخ شیوا :
جمعه 4 مهر 1393 04:25 ب.ظ
از دلتنگی چیزی شنیده ای؟!!

مثل این است که دستت راباکاغذ بریده باشی!

زخمی نمیزند؛

خونی نمیریزد؛

ولی

می سوزاند؛

عجیب میسوزاند...
پاسخ شیوا :
پونه
جمعه 4 مهر 1393 04:25 ب.ظ
الهی فدات شم...
غصه نخور...
مراقب خودت باش هرجا هستی عزیزم....
پاسخ شیوا : قربونت برم. مرسی
پونه
شنبه 29 شهریور 1393 11:12 ق.ظ
سلام شیوا جون...
خوبی عزیزم؟
چه میکنی؟
چه تصمیمی گرفتی بالاخره؟
پاسخ شیوا : سلام پونه جون
قربونت برم. تو خوبی؟
تصمیمم که رفتنه ولی تنهایی خیلی سخته
قاف حقیقت
جمعه 28 شهریور 1393 07:47 ق.ظ
اشک هایت را به باران هدیـــــــه کن
ابر ها را با دلت همســـــــــــــایه کن

بر دل خـــــــــــــــود رنگ دریــا را بـزن
بر سر خود سایه ی رحمت فکـــــــن

قلب خود را پر ز عطر یـــــــــــاس کن
آسمـان را در زمین احســـــــاس کن


به قاف حقیقت دعوتید
محسن
چهارشنبه 12 شهریور 1393 08:17 ب.ظ
در ضمن دوباره وبلاگ روستا راه اندازی شده...
اون یکی هم مربوط به رشته خودمه
پاسخ شیوا : باشه.حتماً سر میزنم
محسن
چهارشنبه 12 شهریور 1393 08:14 ب.ظ
سلامـ سیه چشم
اون ور چه خبره؟
منم میخوام
در ضمن به مام سر بزن حتی اگه وقت نداشتی
امزا:
روستای زیبای ده ده بیگلو
پاسخ شیوا : سلام آقا محسن
واللا برا من که پرستارم خبرای اونور هرچی باشه,بهتر از خبرای ایرانه
پونه
پنجشنبه 23 مرداد 1393 09:55 ق.ظ
خب کنکورتو بده دوباره اگه اون چیزی ک میخواستی قبول نشدی شانستو اون طرف امتحان کن...
ب نظر من اگه تو کشور خودت اونی ک میخوای و قبول شی خیلی بهتره ...
بازم خودت میدونی
پاسخ شیوا : دوباره کنکور بدم؟! ای خداااااااا
ولی خب کنکور مانع مهاجرت نمیشه.من که باید دو سال تو ایران برا طرحم بمونم؛ میتونم همون موقع برای کنکور هم بخونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.